-
نامه یک کارمند وظیفه شناس در حین انجام وظیفه !
یکشنبه 3 آذرماه سال 1387 14:46
آن رییس شرکت ، آن بزرگ و سرور، آن میوه از همه بهتر، در شرکت تنها مرد بودی و سس فروشان را بانی، مدیری که بسیار مدیران پروریدی و پورسانتها بابت کارهای انجام نشده دادی،از خاندان خانان بود و مدیر مدیران.. در نام وی گمان بسیار است که سید بودی یا سعید، اقرب این است که ناماش نیز چون وی دو روی داشتی هر دو البته زیبا. روزی...
-
گم کردن ...
جمعه 1 آذرماه سال 1387 19:52
اولین چیزی که گم کردم یه جامدادی بود که میدونم کار بغل دستیم بود اما نمیتونستم ثابت کنم که کار کار اونه. کلا دستش کج بود !! از این جامدادیهای دکمه ای بود که با دکمه درش باز میشد. خیلی دوستش داشتم و تا مدتها خوابشو میدیدم. خودنویس وسیله ای بود که تو دوران دبستان به وفور گم میکردم و دعواهای بابا خوراک هر شب بعد از گم...
-
مصورانه 2 !
سهشنبه 28 آبانماه سال 1387 13:57
1. جهان در دستان من است! 2. خواستم سورپرایزت کنم ! سالگرد ازدواجمون مبارک ! 3. آخ جون ماه عسل میریم پاریس ! 4. دندون عقلمه میتونی بکنیش؟ ۵. کاش یکبار از این کوچه رد میشد. ۶. از بچگی عاشق شن بازی بودم. ۷. نویسنده این کتاب آشپزی رو میشناسی؟؟ کارش دارم !!! ۸. یعنی علامت به این بزرگی رو نمی بینن !!! ۹. داریم میریم خونه...
-
تلافی !
دوشنبه 27 آبانماه سال 1387 23:31
- سلام ! * سلام. بعدا زنگ می زنم خودم. الان خیلی کار دارم! - کار وجب دارم ! * زود بگو. - امروز یه چیزی توی داشبورد ماشین بابا دیدم که تو هم باید بدونی !! * می دونم !!! - من فکر کردم نمی دونی ! * خودم بهش گفتم ماشینو عوض کنه. اون بروشور لیزینگ رو گذاشتم توی داشبورد تا بررسی کنه. - نه ! یه چیز دیگه اونجا بود !! بقیه...
-
کمک !!!
یکشنبه 26 آبانماه سال 1387 12:09
کمک از نوع برادرانه !!!!! در ادامه کمک از نوع دیگری رو میتونید مشاهده کنید. (اونم برادرانه است اما !!!! ) دست منو بگیر بیام بالااا توهم حلم بده بی زحمت !!! پ ن : برید اینجا میزان حرارتتونم اندازه بگیرید بد نیست !!! حرارتش یکم فرق میکنه !
-
بهنام که بود؟
شنبه 25 آبانماه سال 1387 23:56
دیدم خیلی از دوستان اطلاعی از بهنام دهشپور ندارند گفتم مصاحبه ای که با مادر بهنام صورت گرفته رو اینجا بیارم تا بیشتر با این موجود نازنین که الان پیش ما نیست آشنا بشید : مصاحبه با خانم شهلا لاجوردی مادر بهنام دهش پور بهنام پسری مهربان ، ورزشکار ، و عاشق دوستان بود که پس از مرگش بسیاری از کارهای خیرش عیان شد. روزی در...
-
امروز در بازارچه چه گذشت !
جمعه 24 آبانماه سال 1387 01:57
ساعت حدود ۱:۱۵ مکان روبروی پارک ملت ! ترافیک شدیدی بود. گفتم الان میگن میزبان مهمانان رو قال گذاشته و جیم زده ! از ماشین پیاده شدم و ترجیح دادم پیاده تا بازارچه برم. بالاخره رسیدم دم در بازارچه سریع رفتم داخل محوطه و یه بلیط گرفتم و داخل شدم. داخل سالن شدم مملو از جمعیت. با دوستم سلام و احوال پرسی کردم و اطراف رو نگاه...
-
دعوت
یکشنبه 19 آبانماه سال 1387 22:41
اصولا مردم ما اونقدر که به شکم توجه دارند به چیز دیگه اهمیت نمیدن !!! خود منم یه جورایی تو این قضیه مستثی نیستم ! همیشه وقتی کتاب 3 تفنگدار رو می خوندم از بخور بخور دارتن یان ، آرامیس ، آتوس و پورتوس حضضض می کردم. خدائیش این فرانسویها تو خوردن زبان زد خاص و عامند ! مخلص کلوووووم. کسانی که جدی جدی اهل نیات خیر هستند و...
-
مصورانه
جمعه 17 آبانماه سال 1387 14:17
1. چهارمین بازارچه غذا به نقع بیماران مبتلا به سرطان زمان : 21 الی 24 آبان 1378 ساعت بازدید : 11 الی 20 مکان : خیابان ولیعصر ، پایین تر از چهار راه پارک وی ، مجموعه سپید با افتخار پذیرای گامهای پر مهر شما نیکوکاران و همراهان همیشگی هستیم. پ ن : در ضمن همونطور که مشاهده می کنید ما هم اسپانسر بیدیم و روز پنجشنبه ساعت ۳...
-
متکدی با فرهنگ !
سهشنبه 14 آبانماه سال 1387 22:21
ما نیز دعوت دیده شدیم!! اونقدر تو گوش ما خوندند که تو این فیلم راحت حرف میزنند که ما موندیم سخت حرف زدن چه شکلی میتونه باشه !!! من بدنبال فیلمی بی پرواتر از این رفته بودم ! باز از هیچی بهتر بود! سکانس آق مٍیتی رو دوس می داشتیم. سوغات کربلا !! .... این فیلم تنها یک جاش بود که تنم رو لرزوند اونم اونجایی بود که زن برای...
-
من در شهر..
یکشنبه 12 آبانماه سال 1387 22:29
ساعت ۵ دقیقه به ۶ از شرکت زدم بیرون ! توی مسیر اونقدر سریع میرفتم که این کوله هی بالا پائین می پرید ! باز عادت همیشگیم برای راه رفتن داشت تو پاهام شروع میکرد به از خواب بیدار شدن. داشتم کیف میکردم. بدو بدو بدو .... از میون ماشینهایی که تو ترافیک وایستاده بودند همین طور بدون احتیاط تنها با قوه ذهن عبور میکردم. بارها...
-
عمه عطار!
یکشنبه 12 آبانماه سال 1387 11:33
چندی پیش دوستی تعریف میکرد که برادرزاده دبستانی اش هیجان زده از مدرسه به خانه می آید و می گوید که سر صف اعلام کرده اند که به هرکس که بهترین مقاله را راجع به زندگی (( عمه عطار )) بنویسد و تا پایان هفته به مدرسه بدهد جایزه تعلق خواهد گرفت. همه خانواده به اصرار برادر زاده به تکاپو افتادند تا راجع به عمه عطار تحقیق کنند....
-
نمایشگاهی در حد ...
جمعه 10 آبانماه سال 1387 22:04
قرار بود یه پستی بگذارم غیر از این پست اما ... واقعا جز شرم ساری چیزه دیگه نمیشه گفت !!! دیروز یا یه کی از بچه ها بعد از بازی پرسپولیس رفتیم نمایشگاه رسانه های جیجیتال !!!! بدو ورود دیدیم اگه کارت دانشجویی داشته باشی و کارت ملی میتونستیم یه کارت یارانه ای بگیریم که تا سقف 10000 تومان میشد ازش خرید کرد. البته پول کارتش...
-
پست گوگوووولی !!!
سهشنبه 7 آبانماه سال 1387 18:29
هوس کردم امروز یه پست علمی بذارم! دلیل گذاشتن این پست هم خراب شدن بلاگ رولینک بود و اینکه دیدم یه سری نرم افزار خوب وجود داره که شاید کار باهاش خیلی سخت نباشه اما عدم آگاهی باعث میشه نریم دنبالش. google desktop دوستان وبلاگ خون برای اینکه از بروز رسانی وبلاگهای دوستانشون میخواهند اطلاع کسب کنند می توانند از این نرم...
-
آقا معلم ...
یکشنبه 5 آبانماه سال 1387 19:17
امروز با وبلاگی آشنا شدم که دوست داشتم شما رو هم در این آشنایی شریک کنم. این وبلاگ شهرت جهانی نداره اما .... آقا معلم ! وبلاگی از جنوب. از جایی که آب آشامیدنیشون رو از یه چاه تامین میکنند. جایی که فقر رو به زیبایی هرچه تمام تر میتونی نظاره کنی و نگاه های پرمهر بچه هایی که وقتی دوربین رو طرفشون میگیرن لبخند می زنن !...
-
شناخت سالم ! 1
پنجشنبه 2 آبانماه سال 1387 20:13
بدون شک هر انسانی در این جهان پهناور به دنبال شخصی میگرده که دوستش داشته باشه و یا برعکس دوست داره دوست داشته بشه . این از لحاظ علمی و فرهنگی و اجتماعی به اثبات رسیده. اما دنبال یک رابطه سالم بودن نیازمند پارامترهای زیادیه که تو این پست میخواهیم رو این موضوع بحث کنیم. اکثر افرادی که تو پست قبلی کامنت گذاشته بودند...
-
آشنایی و شناخت
سهشنبه 30 مهرماه سال 1387 15:48
یه رابطه وقتی که می خواد شکل بگیره ابتدا از آشنایی شروع میشه. این آشنایی برای خودش یه کتاب هفتاد من داستان داره. می خواد این آشنایی از یه جزوه گرفتن باشه . از یه تصادف رانندگی . شرکت در یه همایش . محل کار . دختر یا پسر همسایه ! توی پیاده رو تو خواربار فروشی ! تو یه سفر . تو یه چت و اینترنت و یا حتی گردش در یک باغ وحش...
-
شب نامه !
دوشنبه 29 مهرماه سال 1387 00:11
بعضی وقتها مثل قلوه سنگی که بچه تخسی محکم با لگد بهش ضربه میزنه پرت میشم به دورانهای دوووور ....
-
...
یکشنبه 28 مهرماه سال 1387 14:40
بدین وسیله به استخظار می رساند به دلیل واژگون شدن یکی از وبلاگها در هنگام پینگ شدن و بالا رفتن از ستون وبلاگهای بروز شده این وبلاگ ضربه مغزی شده و در حال حاضر در کما به سر میبرد. بنا به شکایت شاکی تا اطلاع ثانوی مسئولین بلاگرولینگ در زندان بلاگرها به سر می برند و تا معین نشدن وضعیت وبلاگ مذکور در حبس بسر خواهند برد...
-
دستمال قرمز !
شنبه 27 مهرماه سال 1387 21:39
از خونه میام بیرون راه می افتم سمت شرکت. اگه گفتین تو خیابون چی میبینم ؟ !!! ۲ تا دختر با دستمال قرمز به دست !!! میرسم سر زرتشت این پارچه فروشی ها هست؟ اگه گفتین چی میبینم؟؟؟ ۴ تا دختر که دارن دستمال قرمز می خرن!!! دم شرکت از ماشین پیاده میشم روبرو رو که نگاه میکنم اگه گفتین چی میبینم؟ ۳ تا دختر که از پشت پنجره...
-
از معماری ایرانی تا معماری روکوکو
پنجشنبه 25 مهرماه سال 1387 23:11
کم و بیش شما ها با معماری ایرانی آشنا هستید. معماری ایرانی بیش از 6000 سال قدمت داره. همونطور که قبلا گفته بودم تاج محل هم یکی از بناهای معماری ایرانیه که در کشور هند واقع شده و از اصول معماری ایرانی که شامل : « درونگرایی » یکی از باورهای مردم ایران زندگی شخصی و حرمت آن بوده که این امر به گونهای معماری ایران را...
-
تلخ ترین مساوی سال
چهارشنبه 24 مهرماه سال 1387 15:09
وقتی دیدم حسین شمس سر گل پیروزی تیمش تا اومد از جاش پا شه و از خوشحالی فریاد بزنه پاش پیچ خورد اشک تو چشمام جمع شد. بنده خدا یه بار دیگه اومد پاشه دید نه نمیشه و همونطور رو صندلی نشست. شاید این تلخ ترین مساوی عمرش بود. مساوی که طعم باخت داشت. اونم در مدت ۵۰ ثانیه تا انتهای بازی. لیاقت این بچه ها بیش از این بود. اما...
-
جشنی گرفته شد و تبریکی رها شد
سهشنبه 23 مهرماه سال 1387 12:46
سلام. تبریک میگیم به تمامی دختران و زنانی که با قلمشون گوهر درون خودشون رو به ما عرضه میکنند. خوبی رو باید بگی. باید رو کنی اطلاع بدی. شاید از این گفتن چند نفر هم بر سر شوق اومدند و دستی تو دستها بلند شد. بیایین به جای این همه کینه جویی و حس نفرت نسبت به هم دیگه داشتن و حسادت . رقابت کنیم. رقابتی سالم برای بالا بردن...
-
مردیم و بردیم !
یکشنبه 21 مهرماه سال 1387 21:34
یکی نخواد این بچه قرتی فوتسال گزارش کنه کیو باید ببینه ؟!!! تا سوت پایان رو بزنن داشتم خودمو میخوردم !!! از بس که سقه این فردوسی پور سیاهه دل آدم میریزه نکنه یکی از این توپها بره تو گل ! هرچند یکیشم رفت تو گل !!! فوتبال گوش کردن با صدای مخملیش کمه فوتسالم گزارش میکنه !!! بارها گفتم بازم میگم این فردوسی پور فقط بدرد...
-
سفرنامه هیندوستان (۵)
شنبه 20 مهرماه سال 1387 09:37
آگرا - تاج محل ... یک روز تو هتل موندن کلافه ام کرده بود و فقط کانالهای ماهواره رو بالا پائین کرده بودم. هند نزدیک به ۱۰۰ تا کانال داره که من هرجا شو هندی پخش میکرد نگاه میکردم. عصری رفتیم کمی بیرون قدم زدم و بازارا رو زیرو روو کردم. هوا همچنان گرم و مرطوب بود. از بس شلوار پوشیده بودم خسته شدم و یه شلوارک پام کردم. ۲...
-
شب بارونی !
پنجشنبه 18 مهرماه سال 1387 11:50
فکر کنید تو یه شب بارونی دارید با ماشینتون میرین خونه ! میرسین به ایستگاه اتوبوس که 3 نفر اونجا منتظر اتوبوس هستند! یه پیرزن بیمار ! یکی از بهترین دوستان قدیمیتون و دختری که سالهاست آرزوی رسیدن بهش رو داشتید رو یهو اینجا میبینینش. اجازه دارین فقط یه نفر رو سوار کنید شما بودی کدومو سوار میکردی؟؟؟ هرکی قبلا این سوال رو...
-
زیتراخسا دیمورنه !
چهارشنبه 17 مهرماه سال 1387 19:45
امروز بعد از گذشت حدود 6 ماه از بوجود اومدن این وبلاگ میخوام اولین جمله رمز شده خودم رو اینجا درج کنم !!! کلید این جملات رو یه جای امن گذاشتم و مطمئن باشید روزی اگه من نبودم این کلید تو همین وبلاگ گذاشته خواهد شد. از این به بعد هر از چند گاهی یه جمله هایی تو پی نوشت پست هام می گذارم. روز خاصی مناسبتی حال و هوایی و...
-
زشتی و زیبایی از چه قالبی؟؟؟
سهشنبه 16 مهرماه سال 1387 17:12
امروز زهرا مطلبی رو نوشته بود گفتم منم نظرمو اینجا بگم. این بچه فارغ از هر لباسی که بخواد بپوشه چه با حجاب چه بی حجاب چهره خوشگلی داره. خوشگلی این بچه هم معنی خودشو داره. اون چیزی هم که تو چهره گلشیفته باعث خوشگلیش شده چشمای شیطونشه !!! مطمئنا این لباس رو اگه جنیفر هم میپوشید به اندازه گلشیفته زشت نشون میداد. این لباس...
-
اگر مرا بدعائی مددکنی شاید...
یکشنبه 14 مهرماه سال 1387 15:41
سلام. شیراز خوب بود. مثل همیشه اما خوب .... اینم چند تا شکار لحظه ها. نمیدونم این گرفتاریها چرا تمومی نداره. ایشالله زود تموم شه یه دل سیر بشینم تایپ کنم. شاد باشید تپل تپل ....
-
عید فطر مبارک
چهارشنبه 10 مهرماه سال 1387 11:13
خوب عید همگی مبارک تپل تپل ... این عید رو کلیه بروبچه های با مرام ایرانی داخلی و خارجی مخصوصا شیرازیهای گل که خونگرمیشون منو شیفته خودش کرده تبریک میگم. از این ۳ روز تعطیلی تا میتونین استفاده کنین. البته فکر کنم اکثر خانواده ها از شهر زدن بیرون و رفتن مسافرت. جای تمام دوستان خالی. از فرودگاه رفتیم دفتر مرکز شیراز و از...