-
آرزو
جمعه 29 خردادماه سال 1388 12:33
تو یکی از ایمیل های امروزم این جمله بود: به دیگران کمک کن بدون اینکه انتظار جبران آن را داشته باشی... همه ی ما باید نهال هایی را پرورش دهیم که هرگز زیر سایه ی آنها نخواهیم نشست. آرزو میکنم این روزهای سیاه و تاریک هرچه زودتر به پایان برسه. ایران خودمون رو همیشه سبز ببینیم. آباد و استوار مثل کوه. امیدوارم بعد از گذشت یک...
-
زنده ام...
پنجشنبه 28 خردادماه سال 1388 22:14
ساعت ۴:۳۰ از میدون فردوسی راه افتادم به همراه دوستان سمت میدون امام. هر قدم که بر میداشتم ازدحام جمعیت رو کنار خودم بیشتر حس میکردم. سر هر چهار راه وقتی مردمی که پشت چراغ ایستاده بودند و داشتند تماشا میکردند رو میدیدم ۲انگشتم رو بالاتر می بردم. کوچیک و بزرگ پیر و جوون همه یک هدف رو دنبال میکردند. شرکت در راه پیمایی که...
-
گذشت...
پنجشنبه 28 خردادماه سال 1388 14:00
سلام. دو ماه گذشت. سخت بود و شیرین اما گذشت. تلخیهایی داشت اما گذشت. خاطره هایی به جا گذاشت اما گذشت. کی میتونست فکر کنه که تو این ۲ماه قرار این همه اتفاق بیافته. اونقدر اتفاقات ریز و درشت افتاده که حالم دیگه داره از هر اتفاق جدید بهم میخوره. تو این مدت چه کردید ؟؟؟؟ حس انسان دور گود نشسته رو دارم که تازه داره وارد...
-
درس ۱۳ هزار تومنی !
جمعه 18 اردیبهشتماه سال 1388 17:25
امسال بر خلاف سالهای گذشته زیاد کلمو تو غرفه کتابهای لاتین نکردم!! کلا ۲ ساعت مفید تو سالنش چرخیدم و بعدش رفتم سالن انتشارات عمومی و سعی کردم با خرید چند تا کتاب ادبی یکم ادبمو ببرم بالا ! تنها جایی که به نسبت جاهای دیگه نمایشگاه نسبتا خلوت بود و انگار همه مردم اونقدر خودشون رو دارای کمالات و افاضات میدونستند که اون...
-
روزهای آبی ۱
پنجشنبه 17 اردیبهشتماه سال 1388 13:29
هیچ وقت یادم نمیره کم کم تو دلمون داشتیم با خودمون قرار میگذاشتیم فردا هرجور شده فرار میکنیم. روزهای بعد که فشار روز اول گذشته بود افکار اون روز رو به هم میگفتیم. اونقدر گفته بود بشینن برپا که شب اول تو خواب حس کردم روبروم وایستاده داره میگه حالت شنا بگیر با یک برو پائین با ۲ برپاااا ... عجب شبی بود. همش حس کردم ۱۰...
-
گذر...
سهشنبه 8 اردیبهشتماه سال 1388 10:02
پ ن : احتمال خیلی زیاد من نباشم. اما دوستان می تونن یه قرار وبلاگی مثل سری قبل بگذارند و همدیگرو ببینند. کامنت دونی اینجا میتونه هماهنگ کننده قرارتون باشه. پ ن : دنیا خیلی خیلی کوچیکه ... پ ن : جای منو یادتون نره خالی کنین پ ن : از گیلاسی به صورت رسمی برای تشریف فرمایی به این بازارچه دعوت میکنم. پ ن : دوستی از...
-
دشمن فرضی...
چهارشنبه 2 اردیبهشتماه سال 1388 14:32
سلام کلی پست آپ نشده دارم. نمیدونم چرا هر سری میخوام بیام یه مطلبی بنویسم مطلب رو به جای پابلیش میفرستم تو چرکنویس ! یادداشتهای تو چرکنویسم از مطالب آپ شده بیشتر شده !! دچار یه جور خودسانسوری شدم احتمالا ! دیروز رفتم تا مقدمات یه مسافرت چند روزه رو ترتیب بدم. شاید یکماه شایدم دو ماه. دیپلمه ها یه طرف لیسانسه ها یه...
-
فیس بوک ۱
دوشنبه 17 فروردینماه سال 1388 19:13
خیلی وقت بود می خواستم در مورد شبکه های دوستی یه کم نطق کنم مثل اینکه الان بهترین موقع باشه. والا زمان مااااا یعنی اون قدیم ندیما که تازه تب اینترنت بالا گرفته بود یه سری از این شبکه های دوستی بوجود اومده بود که تاپش دیگه اورکات بود. بچه ها از هر وری می رفتن عضو میشدند دوستاشون رو پیدا میکردند بهم دیگه انواع و اقسام...
-
۱ ۲ ۳
یکشنبه 16 فروردینماه سال 1388 11:42
از دیروز استارت کار و فعالیت سال ۸۸ رسما کلید خورد اما من هیچ میلی به موندن تو محیط کارم ندارم. دلم یه تنوع کاری میخواد. البته اینجا اونقدر بکر هست که تا ۵ سال دیگه هم برام کار وجود داشته باشه. تصمیم دارم با مدیرعامل صحبت کنم و بازم مثل گذشته خودم پیشنهاد پروژه جدید بدم !!! تو ایام عید استراحت مطلق داشتم و سعی کردم...
-
نوروز ۸۸
جمعه 14 فروردینماه سال 1388 00:20
تو قدرت آن را داری که هر چه می خواهی بشوی. آرزوهایت را پیش چشم بیاور و بدان به هر چه در فکرش باشی می رسی آرزوی من این است که بهار را نه از سر عادت , که با تمام وجود باور کنیم و آمدنش را یک بهانه خاص قرار دهیم برای نو شدن برای یکی شدن و برای باهم بودن! بهارتان سرسبزتر از همیشه.خنده هایتان از ته دل , گریه هایتان از سر...
-
آخرین پست سال 87
چهارشنبه 28 اسفندماه سال 1387 12:35
سلام سال 87 با تموم گله ها شکایتها خوبیها بدیهاش همه و همه تموم شد. امیدوارم سال 88 سالی پر از برکت و مهربونی باشه. عید رو به تک تک دوستان عزیز پیشاپیش تبریک میگم. از روز اول عید تا یکهفته قرار بریم سفر. شمال غرب کشور و بعدشم شمال... امیدورام تعطیلات از همون ساعتهای اولیه اش به همه خوش بگذره. موقع تحویل سال من رو نیز...
-
چند نوشته...
سهشنبه 27 اسفندماه سال 1387 10:43
امسال سال خوبی برای من نبود. از اتفاق های کوچیک و بی مورد بگیر تا اتفاق های اساسی و خون به جیگر کن. سال ۸۷ برای من یعنی سال عقبگرد و سرازیری بود. چندتا کار مثب هم انجام دادم که الان وقتی بهشون نگاه میکنم احساس میکنم هیچ کاری نکردم. باید رو راست بود. همیشه فکر میکنی روز به روز باید وضعیت بهتر بشه و رشد کنی اما درست...
-
بنویس
شنبه 24 اسفندماه سال 1387 11:32
خوشحالی یا ناراحت؟ داره تموم میشه! دوست داری زود بگذره یا دیر؟ حسرت به دل موندی؟ کاری کردی و نکردی؟ اصلا چه کردی؟ خوب بود یا بد؟ تو خوب بودی یا بد بودی؟ چقدر حرکت؟ چقدر خاطره؟ چقدر لبخند؟ چقدر .... انشاء آخر سال رو حداقل یادت نره. زشته بدون انشاء آخر امسال رو تموم کنی. فردا؟ پس فردا؟ کم مونده بنویس تا تموم نشده. قلم...
-
مست و خراب
پنجشنبه 22 اسفندماه سال 1387 12:39
امان از آهنگ دلنشین و سنگین که همچی از اینرو به اونروت میکنه که یه آن نگاه میکنی میبینی ای دل غافل ساعت 8 شد و تو تووو توهم فانتزی خودت گیر کردی و حال کندن ازش رو نداری. این روزهای آخر سال مثل برق و باد میگذره و هرچی سعی می کنی یکم دست انداز براش بسازی تا سرعتش کم شه بدتر انگار سرازیری میشه و سرعتش غیر مجاز میشه. چند...
-
شبگردی ...
پنجشنبه 15 اسفندماه سال 1387 23:49
زندگی داره روزهای خودشو سپری میکنه و من نیز به اجبار این مسیر رو باید طی کنم ! ما آدما (قشر خاص خودمو میگم !) شاید راحت بتونیم مسیر زندگیمونو تغییر بدیم اما بعضی وقتها این حرکت نیاز به یه نیروی محرکه قوی داره. سردرگم و گنگ بودن راحته و کافیه خودت رو بزنی به بیخیالی. اونوقت میبینی روز به روز داری بزرگ میشیو هروقت بخوان...
-
چند خط ...
پنجشنبه 8 اسفندماه سال 1387 08:31
سلاممممم یکی از اوقات بیکاریه من روز تعطیل ۵شنبه ساعت ۸ صبح اونم در شرکت میباشه !!! پرده رو کنار زدم و به خیابون پر از خالی چشم دوختم. هوای آفتابیه نسبتا خنک. امروز روز شهادت هستش و مردم از بس دیشب سینه زدن احتمالا تا لنگ ظهر می خوابن !!!! هدف از این چند خط نوشتن اظهار وجود بود و اینکه پیشول هنوز زنده اس و بدنبال موش...
-
یکم وقت
چهارشنبه 23 بهمنماه سال 1387 14:21
خسته گی گرفتاری جمله های معمولی هستش برای آپ نکردن تو این مدت. از سینما میخوام بگم از فیلمهای جشنواره از روزمرگی و از حسهای این چند روز از اتفاقات افتاده و نیافتاده. از تنهایی از دلتنگی از دوری از گوشه گیری. از بی خوابیهای طولانی از .... یکم وقت میخوام به اندازه چشمک دخترکی از پشت پنجره اتاق زیر شیرونی به پسر ژولیده...
-
...
پنجشنبه 3 بهمنماه سال 1387 23:00
پ ن : امسال از برف فقط سرماش قسمت این شهر بزرگ شد و بس. کیسه های شن و نمک هم مثل بووتهای آسیت کنار خیابون و اتوبانها باد کرد !!!!
-
اناالله و اناالیه راجعون
شنبه 28 دیماه سال 1387 00:04
دو هفته پیش بود گفت میرم مامان داره میاد انگلیس با برادرم برای دوره دوم درمانش. فکر کنم بعد از حدود ۹ ماه میرفت مامانش رو ببینه. برادرش همراه نامزدش مادرش رو آورده بودند. دوره درمان شروع میشه و به گفته دکترها موفقیت آمیز هم بوده. طی آخرین تماس هفته بعد قرار بود پس از اتمام دوره برگردند ایران. حال مادرش هم خیلی خوب شده...
-
تقدیر ...
پنجشنبه 26 دیماه سال 1387 22:23
سرنوشت تقدیر قسمت کلمه هایی که شاید تو یک ساعت گذشته بارها باهاشون کلنجار رفتم و تو رگه رگه مغزم بالا پایینشون کردم. وقتی از در لحظه بودن لذت نبری و تنها در یک جهت حرکت کنی و با خودت سر اینکه الان میتونستی کار دیگه ای جز این حرکتی که الان انجام دادی انجام بدی اونوقت پای کلماتی چون تقدیر سرنوشت میاد جلو. کاش میشد چند...
-
روزگار
دوشنبه 23 دیماه سال 1387 09:57
جاده مسیر بی انتهایست که همیشه محل عبوریه برای عابرینش. سکون همیشه یک معنی بیش نداره و اون درجا زدنه. امروز اینجائیم فردا جای دیگه. انسانهای موفق همیشه از اول داخل شاه راه نبودند و از کوچه پس کوچه ها وارد اتوبان اصلی شدند. به عبارتی شاید کمتر آدمی پیدا بشه که از کنار اتوبان مسیرشو آغاز کرده باشه. اغلب ما آدمها تا جایی...
-
کل یوم عاشورا کل عرض کربلا ...
چهارشنبه 18 دیماه سال 1387 19:20
همیشه میگیم عاشورا کلاس درسه ! اما فقط از این روز کلاسشو برداشتیم مطالبشو کامل فراموش کردیم .. نوحه سرایی برای حسین و ضجه زدن رو کردیم دیفالت کارهامون. سال به سال هم آپ تو دیت میشیم اما چیامون آپ تو دیت میشه رو حالا خدمتتون عرض میکنم. 1. برای عَلَمهامون جایگاه درست میکنیم از پارچه مخمل ( یه وقت امکان داره عَلَم سرما...
-
اندر احوالات روزهای گذشته...
سهشنبه 17 دیماه سال 1387 11:16
سلام میدونم کم لطفی منو همیشه با محبت بیش از حدتون بی پاسخ نگذاشتید اما چی میتونم بگم در مقابل این همه لطف بیکران شما جز اینکه شرمنده ام - پیشول کجا بودی چه میکردی ؟ به جان شما نباشه به جان عزیزتر از جانمان! بدنبال یه لقمه نوون حلال !!! - چطور؟ مگه تا الان چه میکردی ؟؟؟ خوب بگذارین از اول توضیح بدهیم ! ۲ ماه پیش من...
-
هنرمندی از همین دیار...
شنبه 7 دیماه سال 1387 01:08
بله بله آمدیم و با یه خبر خوش آمدیم. من 2 تا دختر عمو دارم که یکی از یکی شرو شووور تر. بله اینا وقتی 3 4 سالشون بود پدرشون بهشون بارفیکسو از این جور چیزا یاد میداد. من هر وقت این 2 تا وروجک رو میدیدم میگفتم اینا بدرد ورزشهای رزمی میخورند از بس که شیطوننن. خلاصه حرفی که شاید 10 12 سال پیش میزدم امروز به واقعیت پیوست....
-
یلدااااااااااااا خدافظ....
یکشنبه 1 دیماه سال 1387 09:37
عجب شبی بوووووووود عجب شبی بوووووووووووود جاتون خالی واقعا محشر بود دیشب. هرچی بگم کم گفتم. خانوم آقایی که شما باشی ساعت ۶ گفتیم بزنیم بریم منزل دیگه بسته انفدر کار مثبت انجام دادیم. خجالتم خوب چیزیه شب یلدا به جا اینکه بری یه هندونه تپل مپل بخری بزنی زیر بغل یا رو کولت بگیری بری خونه نشستیم داریم چخ چخ برنامه تایپ...
-
کانتر
شنبه 30 آذرماه سال 1387 09:09
۱. تعطیلات برای من یعنی کار چند برابر در اتاقم همراه با نسکافه های متعدد بدون لباس کار و تنها با یک پیرهن نازک و قدم زدنهای 5 دقیقه ای دور خونه برای تمرکز بیشتر و پیدا کردن راه کارهای جدید و بعد از چند ساعت کار پهن شدن روی تخت و دراز کشیدن در حد ۱۰دقیقه. ۲. شب یلداتون مبارک پیش پیش. امشب بنده در منزل تنهایی تخمه خواهم...
-
نرگس ...
سهشنبه 26 آذرماه سال 1387 09:17
امسال گلهای نرگس زودتر از همیشه گل دادند ...
-
گوگولی داشتیم ؟؟؟؟
یکشنبه 24 آذرماه سال 1387 18:50
سلامی به گرمیه نسکافه nestle که هر ماه این تبلیغاتیاش یه فنجون مهمونمون میکنن. غیبته صغرام داره کبری میشه گفتم بیام بگم ملالی نیست جز دوریه شما ! مشغولیم گرفتاریم در حال بدو بدو هستیم... همه کاری می کنیم سرمون شلوغه امیدواریم نتایجش همه جارو بترکونه.... دلمان بسی تنگولیده برای اینجا اما چه کنیم که شبانه روز 24 ساعته و...
-
پیشنهاد جالب !!!
سهشنبه 12 آذرماه سال 1387 14:14
پیشنهادی جالب از یک هم میهن درباره امارات یکی از هم میهنان در پیشنهادی جالب با توجه به مسائل اخیر پیش آمده و گستاخیهای امارات نوشت: چرا اسم خیابان ظفر را به "خلیج فارس" عوض نمیکنند تا امارات مجبور بشه برای آدرس سفارتش از این اسم استفاده کنه ؟ در ضمن یه بخشنامه هم به پست بدهند که هر نامه ای به این آدرس بود...
-
هفته نامه ...
شنبه 9 آذرماه سال 1387 23:18
۱. ۳ شنبه هفته پیش روز: نمایشگاه الکامپ ! خوب بود. به نسبت سالهای گذشته یه کم جامع تر بود. این غرفه سونی اونقدر بزرگ میشه تا یه روز یه سالن رو به خودش اختصاص بده ! یه رقاص ام پی ۳ پلیر آورده بود و ملت رو سرگرم کرده بود. دوربین آلفا ۷۰۰ هم اون وسط خدایی میکرد و دریچه دیافراگمش رو به رخ canon می کشید. 2. 3 شنبه هفته پیش...