پیشول و رازهایش

من این حروف نوشتم,چنان که غیر ندانست ؛ تو هم ز روی عنایت, چنان بخوان که تو دانی

پیشول و رازهایش

من این حروف نوشتم,چنان که غیر ندانست ؛ تو هم ز روی عنایت, چنان بخوان که تو دانی

مرییییییییییییییییییییییی

مرده تو مهمونی زنش رو اینجوری صدا میکنه: عزیزم، جیگرم، خانومی، نازتو برم... یه لحظه می‌تونی بیای پیشم؟
بعد که میره خونه، میره حموم، از تو حموم اینجوری صداش میکنه: زئرااا(زهرا)... زرییی... اون حوله رو وردار بیار...!


پ ن : شکیلا و هایده هیچ گاه نخواهند فهمید که در زندگی رانندگان تاکسی چه انقلابی کردند .
نظرات 3 + ارسال نظر
صووورتی پنج‌شنبه 6 آبان‌ماه سال 1389 ساعت 01:24

این پ.ن رو بد هستم!!!

فهیمه یکشنبه 9 آبان‌ماه سال 1389 ساعت 18:43 http://dokhtardooneh.blogsky.com

سلام.خیلی جالب بود.

www.enekaseab.blogsky.com یکشنبه 9 آبان‌ماه سال 1389 ساعت 18:57 http://www.whoami.blogsky.com

موافقم:)) راستی حمیرا و عباس قادری جوات یساری رو جا انداختی:))

برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد